یک خانم دکتر واقعی ...

 

 0332.jpg

 

یادمه 6 سال پیش ، شب قبل از کنکورم برای خدا نامه نوشتم . براش نوشتم اگه کمکم کنه و من یه پزشک بشم ، منم خیلی از مریضامو به خاطر اون مجانی مداوا می کنم ، مثل همیشه خدا به قولش عمل کرد ، من دندونپزشکی قبول شدم ، دوره ی 6 سالشم به سلامتی تموم شد و من درست یه ماه پیش فارغ التحصیل شدم . شدم یه خانم دکتر واقعی !

چند روز پیش داشتم به قولم فکر می کردم ... مجانی مداوا کردن مریضام ... کار کردن توی یه درمانگاه پایین شهر ...

از قولم لجم گرفته بود ، آخه من توی نقطه صفر ، وقتی خودمم دستم به جایی بند نیست چطوری می تونم دست کسای دیگرم بگیرم ؟؟؟ تصمیم گرفتم یه قول دیگه به خدا بدم ، یه قول عاقلانه تر و منطقی تر ... خدا جون هر وقت حسابی پولدار شدم ، مریضا رو ، اونم نه خیلی ! در یه حد معقول ! رایگان رایگانم که نه ! در یه حدی بهشون تخفیف می دم !!!!

خدا بیامرزتش ، استاد میکروبیولوژیمون ، دکتر پرویز ادیب فر همیشه یه حرف قشنگی می زد ، می گفت : بچه ها توی این دنیا فقط یه کاری سخته ، نه دکتر شدن سخته ، نه پولدار شدن ، نه مشهور شدن ... فقط انسان شدن و انسان موندن سخته . فقط و فقط اگه تونستین از عهده ی این کار بر بیاین ، به خودتون افتخار کنین ...

هوس کردم یه چیز دیگه به خدا بگم :‌ خدای قشنگ من ، اگه تو یه روزی یه کسی رو سر راه من قرار دادی و به من قدرت دادی تا کمکش کنم این تویی که سر من منت گذاشتی ، کمکم کردی تا انسانتر بشم ، این کارهای کوچولوی من ، تو رو خدایی تر نمی کنه ، منو انسانتر می کنه ...

قرداد جدید ، بی قرارداد جدید ! من شاید پله اول باشم ، اما هیچ نقطه ی صفری برای کسی که دستاش توی دستای تو باشه نیست ...

دوباره به اسمم نگاه می کنم :‌ دکتر لیلا کرایه چیان !! هنوز به این پیشوند دکتر خیلی عادت نکردم ! دستمو روی پیشوند دکترش می ذارم ... همون لیلای تنها کافیه ...

/ 175 نظر / 118 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیا

سلام دوست خوبم[گل] ضمن عرض تبریک به مناسبت سال 1387 و داشتن سالی خوب و پر برکت برای شما دوست خوبم[گل] آپ کردم منتظر حضور قشنگت هستم[گل]

کیا

سلام دوست خوبم[گل] ضمن عرض تبریک به مناسبت سال 1387 و داشتن سالی خوب و پر برکت برای شما دوست خوبم[گل] آپ کردم منتظر حضور قشنگت هستم[گل]

شرقی

سلام به لینک هایم پیوند شدید نازنین ... با احترام [گل]

شرقی

ضمنا من اینجا قبلا اومده بودم و نظر هم داده بودم ... نکنه دارم اشتباه می کنم لیلای نازنین ... به هر شکل باز هم مالامال از لذت شدم نوروزت پیروز عزیزم [گل]

فاطمه

به به به ! سلام بی وفا !!!! اومدم توی سایت دانشکده ا و می خواستم کارای پایان نامه ام رو انجام بدم که یه دفه دلم هواتو کرد. گشتم تو گوگل و اینجا رو ازش نشونیتو گرفتم. خیلی خیلی بهت تبریک می گم که دکتر شدی! اما فارغ از این تبریکا (که در واقع تبریک اصل کاریو 7 سال پیش که قبول شده بودی بهت گفته بودم) بعد خوندن مطلبت یه لحظه احساس کردم این مطلبو انگار واسه من نوشتی آخه گوش شیطون کر من این یکی دو روزه خیلی به یکی دو تا از بچه ها کمک کرده بودم، و یه جورایی دور برداشته بودم که نه مثل اینکه یه خبرایی هست!! و برای یه لحظه ( یه لحظه طولانی! ) فراموش کردم همه اینا لطف خداست. ممنون که یادم آوردی. از همه اینا گذشته یه شیرینی اساسی بدهکاریا!!! دلم برات تنگ شده، بم میل بزن که بدونم نظرمو خوندی.

پارس نیکو

سلام لیلا [گل] ای کاش آدوها یادشون نره که توی یه دشت, بین گلها و زیر آسمون عاشق بشن. اینجوری هرچقدر بالاتر برن به خدا نزدیکتر میشن و آخرش هم به خدا میرسه. ولی توی اتاق آخرش کله آدم می خوره به سقف و با مخ می خوری زمین و تازه آرزو می کنی کاش از اولش منطقی می بودی. کسب درجه دکتری برازنده شماست, مبارک باشه. به همراه یه عالمه آرزوی قشنگ برای شما و خانواده شما. [عصبانی] فقط به من بگو چرا بی خبر رفتی و این همه ما رو منتظر گذاشتی[عصبانی] parsnikoo.persianblog.ir

مینا

منم می خوام دندون قبول شم .روحیه مو باختم .شما آزاد درس خوندین یا دولتی ؟

ب-ع

خانم دکتر خیلی خوب می نویسی با خواندن نوشته هات حالم عوض میشه کاش می شد رازهای دلم را باز کنم ولی جز مزاحمت چیزی ندارم.... عاشق یک خانم دکتر شدم اسمش سحر است ولی من کجا اون کجا اصلا نمی شه .... ارادت مند شما دکتر ب-ع

مهدي يار

كاش مطبتون غرب تهران بو د دكتر.چو تعريفتون رو خيلي شنيدم

فاطمه

سلام عزیزم.خواستم بگم خانوم دکتر دیدم خیلی رسمیه بگم لیلا جان خیلی صمیمیه شاید دوست نداشته باشی.داشتم دنبال یه دندانپزشک خوب برای دخترم میگشتم با شما اشنا شدم.شاید خیری درش هست.وقتی نوشته هاتو خوندم یهو به دلم نشستی انگار سالهاست میشناسمت مخصوصا که منم متولد 62 هستم.دخترم فایدیم 3 سالشه دندون اسیاش سوراخه.بردم دکتر وقتم گرفتم تو کلینیک شهروند دکتر مهرداد.ولی از اخلاقش خوشم نیومد هر بچهای هم که میرفت پیشش از گریه هلاک بود. حالا تصمیم گرفتم بیام پیش شما ولی خیلی سختمه چون خودم شهرستانم خونه مامانم غربه مرزداران ماشینم ندارم.ولی هرطور شده میام چون گفتند که شما منصف هستید.برای شما ارزوی سلامتی و شادی دارم.دوست شما فاطمه.