از دانشگاه که اومدم بيرون از جمله ای که شنيدم حسابی شوکم زد
((آدم که نمی شی چون خری خر ،‌ اما من بالاخره تو مغز پوکت فرو می کنم که خر بار می بره
يورتمه نمی ندازه ))
ناخداگاه رومو بر گردوندم ،يکی از پسرهای کلاسمون بود . توقع شنيدن هر حرفی رو حوالی دانشگاه داشتم الا اين يکی ،‌ اينو گفت و يه ماشين مرسدس بنز مثل برق از کنارمون گذشت
((بچه سوسول قرتی تا حالا به جايی که بينيشو بالا بکشه فين می کرد ، حالا باماشين باباش
واسمون کورس می ده))
بدون اينکه بخوام رفتم سمتشو گفتم چی شده آقای احمدی ،‌ اين جور صحبت کردن از شما بعيده
اما انگار اصلا حرفمو نشنيد
((حاليت می کنم من که کم نمی يارم وقتی لاشه ی ماشينتو بردن قبرستون ماشينا اونوقت می فهمی ))
هر چی به سلولهای خاکستری مغزم فشار اوردم نتونستم ربط حرفاشو پيدا کنم
((حال منو جلوی اون دختره می گيری کم که نمی يارم ،‌يه کاری می کنم به جای خودت بزغاله بفرستی دانشگاه))
اصلا حرفهايی که می شنيدم باورم نمی شد ،‌ دانشجوی دندونپزشکی و اين حرفا
((منو جلو استاد ضايع کردی ،‌ کم که نمی يارم طوری پوزتو می زنم که تا نود سالگی اين درسو بگيری و بيفتی ))
موندنم اونجا اصلا فايده نداشت ،‌ رامو کشيدم و اومدم و تو راه مدام اين جمله (من که کم نمی يارم)‌تو گوشم زنگ می زد . من قبلا اين جمله رو خيلی دوست داشتم هميشه فکر می کردم وقتی آدم می رسه آخر خط يا می بازه يا می خوره زمين اين جمله رو تکرار می کنه و بازم پا می شه اما انگار مورد مصرف اين جمله ام فرق کرده
فقط يه سوال
کم نياوردن از کسی که خودش حسابی کم اوورده هنر؟؟؟؟؟؟

leila

/ 4 نظر / 3 بازدید
lmaryam

متن جالبی بود

mehdi

حالا واقعی بود؟؟؟؟؟؟؟

mina

چه همکلاسی بی ادبی

dele shekaste

خوب آدم نبايد کم بياره