با جنجال و مشت در باز نمی شود ، با آرامش دنبال کليدش بگرد .....

                                              

 

هرگز اجازه ندهید ذهنتان پریشان و درهم ریخته بماند ،

در هر وضعیتی می توان فعال و در عین حال آرام بود ، حتی در موقعیتهای شاد و خوشایند اگر هیجان زده و بی قرارشوید ، نمی توانید چنان که باید از آن وضع لذت ببرید .

                                     هیچ بهانه ای برای بی قراری قابل قبول نیست

اگر پیوسته آرام باشید ، کارآیی بیشتری خواهید داشت  ،

اگر می خواهید تحت تاثیر درد و رنج این دنیا قرار نگیرید باید آرامش داشتن را به رغم تمامی رویدادها تمرین کنید،

به محض آنکه ذهن شما مشوش می شود ، به آن دستور دهید که آرام بگیرد ،

هنگام رویارویی با ناملایمات زندگی سراسیمه نشوید و جنجال به راه نیندازید ،

هر گاه که نگرانی به وجود شما راه می یابد ،

                                به یاد آورید که بدین ترتیب جهل خود را تقویت می کنید نه حقیقت را

زیرا حقیقت ،

                  غلبه عشق ، آرامش و سرور است .

                                                                       ( پاراماهانزا یوگاناندا )

                                                              

خب حالا ماها چقدر اهل جنجالیم ، چقدر اهل آرامش ؟

چقدر بی قراریم و چقدر صبور ؟

اگه به یه در بسته خوردیم دنبال کلیدش می گردیم یا با داد و فریاد مشت می کوبیم به در ؟ حالا کدوم درو باز می کنه ؟ کلیده یا مشته ؟

توی دنیای به این شلوغی اگه ما هم شلوغ کاری کنیم هیچ اتفاقی نمی یوفته فقط همه چیز شلوغتر میشه و پیچیده تر

اما اگه آرمشو توی دلمون نگه داریم اونوقت حتی اگه همه این دنیای شلوغم آروم نشه اون یه تیکه کوچیکی که ما داریم توش نفس می کشیم  ، همونقدر آروم میشه که ما آرومیم ...

اما خب به قول همین آقای پاراماهانزا آرامش داشتنم تمرین می خواد ، به ذهنت دستور بده آروم بگیره ، ذهن تو به حرف هر کی گوش نکنه مطمئنا از خودت حساب می بره !!

این روزها زندگیم خیلی شلوغ شده ، دانشگاهو مریضام از یه طرف ، پایان نامه خیلی سنگینم از یه طرف ، سردبیر نشریه بودن از یه طرف دیگه ... خلاصه هر طرف زندگی من توش ترافیکه ، تو این شلوغی دلم هوای یه حیاط خلوت کوچیکو کرده که بشه توش یه دل سیر نفس کشید ، یلدا نزدیکه ... من که می خوام توی این شب ، تمام خستگیمو توی یه خاک انداز جابدمو دوراز چشم همه پشت تاریکی دیوار بلند یلدا بریزم .

بعضی شبا جون میده واسه دوست داشتن ، واسه یه جور دیگه دوست داشتن مثل همین شب یلدای خودمون  ...

یلدای قشنگتون مبارک ، یادمون باشه روی هندونه و انار و آجیل شب یلدا یه قلپ عشقم بخوریم اونوفت چه شبی بشه شب یلدا ... 

 

0248.jpg

/ 97 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کيارش

سلام کجائی هم دلم برات تنگ شده هم يکم نگران شدم حداقل يه ايميل بزن ازاحوالت باخبرشم.بای

حنانه

سلام ليلا کجايی چرا ديگه از حرفهای قشنگت خبری نيست؟ بابا ما رو بی خبر نگذار.

مـــــهــــــدی

سلام .... خوبی؟؟.... بعد ۱سال دوباره آپ کردم خوشحال می شم اگه بيای سر بزنی ....**موفق باشی**

پارسا

سلام دوست عزيز وب سايت جالبی داری اگه به من هم سر بزنی خوشحال می شم

خورجین

ترمینال های پاییز ترمینال های بارانی پاییز شهر های گمشده در بخار زمان جنگل های روییده در کرانه ی ذهن چهارراه های طاغی تنهایی افق های ماسه یی جوانی قلب مه گرفته ی دریای آینه و عشق هیاهوی ناخجسته ی سال ها با پیشانی بلند عصرهای ناآرام نامی را به یاد می آرد یادی را به نام می خواند نیمکت های پریشان روزنامه در پوست سرگردان بادها و ترک های قهوه خانه های بی نشان خاک لحظه سالی است سالی است لحظه از سال های بی پیشواز و بدرقه و لحظه های بزرگ راه های پژمردن با جنجال بزک کرده ی نئون ها و پژواک عصبی جاده های بلند تبلیغات لحظه ! هان... ! سالی که ذوب می شود در ترمینال های بارانی پاییز با فنجانی قهوه در خطوط سردرگم بی سرانجامی و عمر و پیشانی شکسته ی هر برگ از تواسه ی کوره راه های مخروبه ی سفر دلتنگ می گذرد

ميلاد

سلام ضمن تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان برای اولين بار است که وبلاگ شما می آيم (از طريق خورجين ) وبلاگ عالی ای داريد.اگر دوست داشتيد با هم تبادل لينک کنيم.من اگر وقت کنم حتما به شما سر می زنم التماس دعا

خورجین

29 بهمن ماه،سپندارمذگان،روز عشق پاک ایرانی بر شما و محبوبتان مبارک

خورجین

سلام دوست من. فارغ التحصیلیتون رو تبریک میگم.به خاطر بازگشت دوباره تون هم خیلی خوشحال شدم. به امید اینکه همه درها باز شود[گل]

روياي نيمه تمام

سلام دوست من... ممنون كه سرزدي... قلم زيبايي داري ولي... نمي خواي اپ كني...؟؟؟؟اخه از يلدا گفتي ولي........